ترور یا مبارزه!
تکین ماهارلی
واژه ترور تقریبأ همیشه صحنه ای از وحشت و انزجار را در ذهن آدمی زنده می کند .این واژه معانی مختلفی را در بر دارد که در زیر به بعضی از آنها اشاره می گردد:
دربعضي موارد تروريسم با اقدامات جنايتكارانه يكسان پنداشته مي شود. بخاطر ويژگيهاي خاص آن تروريسم بطورفزاينده اي مورداستفاده كساني واقع مي شود كه اهداف افراطي را دنبال مي كنند. ولي برخلاف عموميت آن تروريسم مي تواند يك مفهوم گنگ وآشفته باشد.
وزارت دفاع آمريكا تروريسم راچنين تعريف مي كند: كاربرد حساب شده ازخشونت غيرقانوني يا تهديد به خشونت غيرقانوني، براي القاء ترس بمنظورمجبوركردن ياترسانيدن دولتها يا جوامع درراستاي اهدافي كه عمدتا سياسي ،مذهبي ياايدئولوژيك هستند.
وزارت خارجه آمريكا نيزاين تعريف راارائه مي دهد: خشونت از پيش برنامه ريزي شده باانگيزه هاي سياسي كه توسط گروههاي درون ملي يا عاملين مخفي كه برعليه آماج غيرنظامي كه معمولا براي تاثيرگذاري برمخاطبان انجام مي شود.
سازمان ملل متحد درسال 1992، اين تعريف را به عمل آورده است: يك روش القاكننده نگراني كه ازطريق عمل خشونت بار كه توسط بازيگران دولتي ، گروهها وياافراد (نيمه) مخفي كه به دلايل سياسي ،جنايتكارانه يا شخصي اعمال مي شود وبرعكس قتل سياسي-آماج مستقيم خشونت-هدف اصلي محسوب نمي شود.
تعريف بيشترپذيرفته ترشده آكادميك باتعريف سازمان ملل آغار مي شود ودوجمله با 77 كلمه را به آن مي افزايد كه شامل عبارات پرطمطراقي چون"ايجادكنندگان پيام" و "فرآيندهاي ارتباطاتي مبتني برخشونت" مي شود.
دولت بريتانيا درسال1974 تروريسم راچنين تعريف كرده است: كاربرد خشونت براي مقاصدسياسي كه هرگونه كاربرد خشونت براي ايجادترس درجامعه وياهربخشي ازجامعه را شامل مي شود.
به تعبیر دیگر ترور حمله ای است یک جانبه که نیروی دفاع را در برابر حمله ناگهانی خنثی نموده و بدین ترتیب حادثه ای به اسم ترور با اتمام حمله رخ می دهد. سابقه ترور به صد ها سال قبل بر می گردد. قبل از اسلام و بعد از اسلام نیز تروریسم به گونه های مختلفی در عرصه سیاست و حکومت ظهور کرده است. اما در قرن حاضر ما شاهد مدلهای بسیار متفاوت این فاجعه در جوامع مختلف، خصوصأ در خاورمیانه هستیم. ترور شخصیت، ترور افکار و اندیشه ها، ترور افراد بی گناه و عادی جامعه و ...
در خاورمیانه و خصوصأ در ایران انواع و اقسام ترور توسط رژیم جمهوری اسلامی و همچنین قبل از جمهوری اسلامی یعنی در زمان سلطنت پهلوی نیز جریان داشت. بعد از انقلاب سا ل 57 مخالفان رژیم در داخل و خارج از کشور بطور فجیعی ترور گردیدند. ترور شاهپور بختیار، ترور بعضی از مخالفین میانه رو نظیر قاسملو و همراهانش و ... از جمله ترورهای رژیم در اروپا بود و همچنین در داخل کشور نیز با شروع جنگ بین ایران و عراق تصفیه حساب رژیم با خودی های سابق به شکلی بسیارحرفه ای انجام گرفت که بعد از سالها عبارت قتلهای زنجیره ای در گوشها پیچید البته آنهم با افشا گری های بعضی از افراد داخل رژیم!
بعد از ارائه توضیحی مختصر درباره تروریسم در ایران اکنون مبحثی پیرامون تروریسم و یا مبارزه در رابطه با مسائل ملی در ایران و برخی کشورهای همسایه را باز خواهم کرد:
مبارزه کردهای ساکن ترکیه نمونه بارزی برای ترور و مبارزه می باشد که اگر چه تاکنون اتفاقات وحشتناکی را در ترکیه منجر گشته است ولی توانسته است سیاست ترکیه در قبال کردها را تغییر دهد. این تغییر با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه یعنی همان حکومت اردوغان به راحتی قابل حس می باشد و سخن معروف اردوغان در مورد وضعیت کردهای ترکیه : ترکیه دارای مسئله و مشکلی بنام مسئله کردهاست! آغازی برای دموکراتیزه شدن ترکیه و حذف و حل مسئله کردها شد و بر خلاف سالهای نخست استقلال ترکیه که سیاست حذف ملتها و حقوق انها بسیار معمول بود، اردوغان تغییری اساسی با حس ضرورت در این رویه انجام داد. در تغییر این سیاست که بعد از دهها سال انجام گرفت عوامل متعددی دخیل بودند که به چندی از این عوامل و تاثیر آنها اشاره می گردد:
- فشار اتحادیه اروپا به ترکیه در مورد حقوق اقلیتهای قومی در ترکیه و تامین حقوق آنها طبق موازین حقوق بشر. البته در این مورد نگرانی ترکیه نیز بخاطرعدم پذیرش عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا بود که این عضویت تا کنون با توجه به برخی اصلاحات هنوز مورد قبول تمام اعضای اتحادیه اروپا قرار نگرفته است.
- تشدید ترور در مناطق جنوب شرق و برخی شهرهای بزرگ ترکیه که منجر به نا امنی و آشوب می شد. که این آشوب و عدم آرامش ملت، ضعفی برای حکومت تلقی می گردید و این امر از لحاظ اقتصادی نیز تاثیری منفی برای ترکیه در مورد سرمایه گذاری خارجی و لزوم امنیت کافی برای سرمایه و سرماگذاران داشت.
- سوء استفاده از مسئله کرد و تروریسم کرد از طرف بعضی ژنرالها و سیاسیون ترکیه به نفع خودشان. مسئله کرد در ترکیه عامل بسیار مناسبی است برای تبلیغات و کشمکشهای حزبی جهت دستیابی به منافع حزبی است.
اکنون با ارزیابی وضعیت کردهای ترکیه بعد از چندین سال مبارزه مسلحانه بوضوح می بینیم که آنها به موفقیتهای چشمگیری در قالب ملت کرد در ترکیه نائل گشته اند و این روند سیر صعودی بر خود گرفته است. بطوریکه خیلی راحت می توان ابراز نمود که کردهای ترکیه از شرایط بسیار خوبی از لحاظ فرهنگی و اقصادی ازکردهای عراق، سوریه و ایران دارند.
با بیان نکات فوق قصدم ارائه مثالی در مورد مبارزه ملی و اینکه در حکومتها و دولتهای دیکتاتور نمی توان بطور مرتب از راههای دموکراتیک و صلح جویانه جهت احراز حقوق بسیار معمولی یک ملت استفاده نمود. موضوع قره باغ و یا ملت تورک آذربایجان در ایران همچون سایر ملتهای تحت ستم در ایران نمونه آشکار مبارزه ای است که تا کنون بعد از سالها مبارزه ای مدنی و آرام نتوانسته به کوچکترین حقی از حقوق پایمال شده خویش دست یابند. زمان انجام برخی تغییرات در مبارزه رسیده است.
در مقابل فاشیستهای مذهبی وملی مبارزه تک بعدی مطمئنأ جوابگو نخواهد شد. رژیم هر روز بیشتر از دیروز در رد خواسته های مدنی ملت آذربایجان مصرانه عمل می کند و حتی
گستاخی دولت ایران به حدی رسیده که
حداد عدل – رئیس پارلمان ایران- در جواب سوال دانشجوی آذربایجانی در مورد دلیل عدم اجرای اصل 19 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می گوید این اصل سالهاست که اجرا می گردد و مفهوم اصل 19 آن نیست که زبان و ادبیات اقوام ایرانی (ملتهای موجود در ایران) آزادانه حق تدریس داشته باشند، بلکه آن بدان معنی است که سایر اقوام آزادند در میان خانواده به زبان محلی خودشان صحبت نمایند!!
به نظرم این پاسخ حداد عادل بسیار وقیحانه تر از کاریکاتور طرح شده در روزنامه ایران خرداد ماه سال 85 بود.
تشخیص روندهای سیاسی سراسری در ایران نیز می تواند کمک شایانی در انتخاب راههای مبارزه به حرکت ملی آذربایجان جنوبی داشته باشد. با وضعیت بسیار آشفته داخل رژیم و همچنین اوضاع اسفناک ایران از لحاظ اقتصادی و اجتماعی و تشدید تحریمهای اقتصادی از طرف غرب بر علیه ایران، رژیم را در بن بستهای متعددی قرار داده است و این وضعیت نابسامان در بیانات سید علی خامنه ای در مورد نامگذاری سالهای 1386 هجری شمسی با عنوان سا ل انسجام ملی البته بعد از قیام ملی خرداد 1385 در آذربایجان جنوبی و سا ل 1387 را با توجه اقتصاد ویران ایران و افزایش شدید فاصله طبقاتی جامعه، سا ل نوآوری و شکوفائی، بوضوح حس می گردد.
به هر حال زمان آغاز فصلی جدید از سری مبارزات متفاوت و نو بر علیه شوونیزم فارس و پرچمدار آن( رژیم جمهوری اسلامی ایران) رسیده و می توان همگام با سایر ملتهای تحت ستم ملی در ایران مبارزه ای همه جانبه ترتیب داد و رژیم را مجبور به اعاده حقوق ملی و مدنی ملتها خصوصأ ملت تورک نمود. دستیابی به حق تعیین سرنوشت یکی از اساسی ترین حقوق ملتهاست که جدا از بحث فدرالیسم و استقلال، ضرورتی است که با استفاده از آن ما می توانیم سرنوشت خودمان را به عنوان ملتی آزاد و با اراده تعیین و مشخص نمائیم. آزادی و نیل به آن هزینه های بسیاری را می طلبد و هم اکنون حرکت ملی آذربایجان جنوبی بستری بسیار آماده برای اجرای برنامه ها و فعالیتهای سیاسی متفاوتی است و وزنه ای سنگین در اپوزسیون به حساب می آئیم. بیائید از این این بسترمطلوب بصورت آگاهانه و حرفه ای بهره برداری نمائیم!
Tekin Maharlı
March 2008

